دوشنبه، بهمن ۸

تمرکز من

جمله های کوتاه، شيطنت های شبانه
تصورات دست نيافتنی، خيالات سکسی
سفر زنجان، نفرت بی اساس
زندگی پر حادثه
سانسور خود
آه، بغل کردن سرد
قورت دادن کلمات
نياز به تنهايی
نياز به تو
بی محلی بی دليل
معذب بودن تو از نگاه من
اين تازه وارد بی آزار
ترس از صحبت با من
مادر سر حال، مادر بيچاره
ترک رفقا ، نگاه غم دار
کاکتوس زيبای يک ساله
مرد 21 ساله ی ژنده پوش

6 Comments:

Blogger cromosome23 said...

سلام
ببخشید نوشته ای را مینویسم نا مرتبط با این پست شما . در مورد چند پست قبل است . شما کتاب هنس کوچولو را دارین . اگر دارین لطف میکند به این آدرس یک میل بزنید ؟
shelimaan@yahoo.com

۱۲:۳۱ قبل‌ازظهر  
Blogger Sanaz said...

رسای عزیز
خدا میدونه چقدر دلم برات تنگ شده
بدون هرجا که باشی و هرچقدر هم که به ظاهر از هم دور ، یکی توی این دنیا هست که به یادت می افته حتی اگه گاه به گاه و همیشه می تونی روی دوست داشتنش حساب کنی

خواهرت ساناز

۵:۵۲ بعدازظهر  
Blogger YaL said...

ببینم شما تمرکزتون احیاناً گیر کرده؟ (;

۹:۵۴ بعدازظهر  
Blogger Saltarello said...

چه جالب که من این پست رو این همه دیر می بینم، یعنی واقعا تاحالا نیومده بودم؟ بعید می دونم

۱:۵۳ بعدازظهر  
Anonymous selma said...

Ba hameye jomlehaye kootahet ba hameye sheitanathaye shabanat ba hameye tasavorate dast nayaftanit ba hameye khialate sexit va ba hame o hame chizet dooset daram agha rasa,kheili ha dooset darand.man yeki ke kheili kheili kheili doost daram

۵:۲۰ بعدازظهر  
Blogger Saltarello said...

هی می گویم ای کاش، اما شاید اگر ای کاشم هم واقعی می شد داستان همین بود، ای کاش کمی از خود بگویی

۹:۲۰ بعدازظهر  

ارسال یک نظر

<< Home